X
تبلیغات
♥♣♥{ محبوب من }♥♣♥
♥♣♥{ محبوب من }♥♣♥
♥♣♥{ گرم يادم كني يا نه *** من از يادت نمي كاهم}♥♣♥
کاترین اشتون در آلماتی قزاقستان:
سعید جان من فکر می کنم دیگه با نشست نمی توانیم به نتیجه برسیم
باید دراز بکشیم..!
 



 

مامان من آخر دموکراسیه!!!
وقتی میخواد فحش بده نظر خودمم میپرسه، مثلا میگه:
میخوای بهت بگم نفهم؟
میخوای بگم شعور نداری??
****

من با این سن و سالم هنوز یه وقتایی از تاريكي ميترسم!
بعد برادر زاده ی 7 ساله م توی تاريكي نشسته، بهش ميگم: تو تاريكي چه كار ميكني؟
ميگه دارم با روحِ اجسام ارتباط برقرار ميكنم !!
اینا بچه نیستن دایناسورن :|
*** 

****** 
یکی از رفقا سوغاتی شورت ۴۰ دلاری واسم آورده!
موندم میخوام برم عروسی، رو شلوار بپوشمش یا زیر!
***
***

پسر داييم دوم دبستانه امروز داشتم ازش علوم ميپرسيدم:
" چرا تمساح پستاندار نیست؟ "
بچه هم هرچي نبوغ و استدلال علمی داشتو به کارگرفت و با اعتماد به نفس گفت:
"چون اگه پستان دار بود موقع خزیدن سینه هاش میکشید روی زمین!!"

*** 
به بابا میگم می‌خوام برم سمت گیاهخواری، نظرت چیه؟!
بابام: آفرین، خیلی هم خوبه، مگه تو چیت از بـُـز کمتره؟!!

نوشته شده در تاريخ شنبه 28 اردیبهشت1392 توسط Darling |



روزی به رضا شاه خبر دادند که نرخ درشکه خیلی زیاد شده. رضاشاه تا این خبر را شنید لباس مبدل شخصی پوشید و رفت میدان توپخانه. و یک درشکه چی را صدا کرد و گفت چـقـدر میگیری تا شمیران بری؟
درشکه چی که نمیدانست طرفش کیست، گفت برو ما با نرخ دولتی کار نمی کنیم!
رضاشاه گفت پنج شاهی کافیه؟
درشکه چی: برو بالا
رضا: ده شاهی چی؟
راننده: برو بالا!
رضا: پانزده شاهی چی؟
راننده: برو بالا
رضا: سی شاهی چی؟
راننده بزن قـــدش!
راننده به رضاشاه نگاهی کرد و گفت شما سربازی؟
رضا: برو بالا
راننده:گروهبانی ¬؟
رضا: برو بالا
راننده: افسری؟
رضاشاه: برو بالا
راننده: فرمانده ای؟
رضا: بروبالا
راننده: نکنه رضا شاهی؟
رضاشاه: بزن قـــدش!
حال رضاشاه قیافه رنگ پریده راننده را دید و گفت ترسیدی؟
راننده : بروبالا
رضا: لرزیدی؟
راننده: برو بالا
رضا: شا شـیدی؟
راننده: برو بالا
رضاشاه: ریدی؟
راننده : بزن قـــدش.!
راننده از رضاشاه پریسد: ایا منو زندان میکنی؟
رضا: برو بالا
راننده: منو تبعید میکنی؟
رضا : برو بالا
راننده : منو اعدام میکنی؟
رضا : بزن قــدش
نوشته شده در تاريخ شنبه 28 اردیبهشت1392 توسط Darling |



دوس دخترش : کجایی عجیجم ؟

خیام :
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه در رهن شراب

دوس دخترش : مشروب !؟ مگه تو نگفتی من نماز میخونم ؟ :|

خیام :
می خوردن و شاد بودن آیین من است
فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است

دوس دخترش : با کیا هستی حالا ؟ :/

خیام :
فصل گل و طرف جویبار و لب کشت
با یک دو سه دلبری حوری سرشت

دوس دخترش : آدرس بده ببینم ! بیام بزنم دهنشونو صاف کنم !

خیام :
راه پنهانی میخانه نداند همه کس
جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر

دوس دخترش : انقد مشروب بخور با دوستات تا بمیری ! :/

خیام :
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
دوس دخترش : برووووووووو بمیرررررررررررر

خیام
چون مُرده شوم خاک مرا گم سازید
احوال مرا عبرت مردم سازید :))
نوشته شده در تاريخ جمعه 27 اردیبهشت1392 توسط Darling |
Dastan-Kotah[WwW.KamYab.IR]

یه پادشاهی بود یه رفیقی داشت همیشه این دوتا باهم بودن. هر اتفاق خوب یا بدی می افتاد این رفیقه میگفت که حتما خیری درش هست. یه روز اینا با هم میرن شکار. طی یه اتفاق انگشت دست پادشاه قطع میشه.
خیلی داغون بود که رفیقش میگه حتما یه خیری تو این قضیه هست. پادشاهم قاط میزنه و میگه چه خیری و رفیقش رو میندازه زندان. چند وقت بعد پادشاه میره شکار اما این بار گیر یه قبیله ادم خوار میفته. ادمخوارها میبندنش به درخت و میخواستن مراسم خوردنش رو شروع کنن که متوجه انگشت قطع شده پادشاهه میشن.
اونا یه اعتقادی داشتن و اونم این بوده که اگر کسی نقص عضوی داشته باشه و اینا برن بخورنش همون نقص گریبانگیر اونام میشه. پادشاه رو ازاد میکنن.
پادشاه یاد دوستش میفته و میره از زندان درش میاره و ببخشید اشتباه کردم انداختمت زندان حق با تو بود اگر انگشتم قطع نشده بود منو میخوردن… دوستش میگه اینم یه خیری داشته که منو انداختی زندان. پادشاه میگه بابا چه خیری من تو رو اذیت کردم زندان رفتی و… . میگه من اگر زندان نمیرفتم با تو بودم من که نقص عضو نداشتم ادمخوارها منو که میخوردن!
نوشته شده در تاريخ جمعه 27 اردیبهشت1392 توسط Darling |
مرد بودن به تعداد زنایی که زیرت خوابیدن نیست !
مرد بودن زن رو به چشم عروسک دیدن نیست.به خدا نیست
مرد بودن یعنی رفتن زیر بار یه کوه تعهد...
مرد بودن یعنی یه دنیا غیرت
و تعصبی که هم زن احساس آرامش و امنیت کند و هم مرد.
کلمه مرد حرمت داره
باید باکره باشی
باید پاک باشی برای اسایش خاطر مردانی که پیش از تو پرده ها دریده اند
چرایش را نمیدانی فقط میدانی قانون است سنت است دین است قانون وسنت را میدانی مردان ساخته اند
اما در خلوت می اندنیشی به مرد بودن خدا وگاهی فکر میکنی خدا را هم مردان ساخته اند
من زنم وهمان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو
میدانی درد اور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی
قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می ایند
دردم می اید باید لباسم را به میزان ایمان شما تنظیم کنم
دردم می اید باید لباسم را به میزان ایمان شما تنظیم کنم
دردم میاید ژست روشن فکریت تنها برای دختران غریبه است
به ما که میرسی قیصر میشوی
دردم میاید در تختخواب با تمام عقیده هایم موافقی
وصبح ها از دنده دیگری از خواب پا میشوی من محتاج درک شدن نیستم
دردم میاید خر فرض شوم دردم میاید انقدر سر وجدانت کلاه میگذاری
وهر بار که ازادیم را محدود میکنی میگویی من به تو اطمینان دارم اما جامعه خراب است
نسل تو هم که اصلا مسئول خرابی هایش نبود
دردم می اید از این همه بی کسی دردم می آید

نوشته شده در تاريخ جمعه 27 اردیبهشت1392 توسط Darling |

1-اگر یک زن سیگار بکشد:
 
در امریکا به او می گویند: زن سیگاری
در ایران به او می گویند: زنیکه معتاد فاحشه خیابانی!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
 
۲-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و  مرد تلاش کند:
در امریکا به او می گویند: فمنیست
در ایران به او می گویند: تهمینه میلانی
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
 
۳-اگر یک زن مورد سوء استفاده قرار بگیرد:
در امریکا او را به آسایشگاه روانی می برند تا او را به زندگی اجتماعی باز گردانند.
در ایران او را به آسایشگاه روانی می برند و او در آنجا خودکشی می کند!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
 
4-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:
در امریکا: احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.
در ایران: احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته.
در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!
 
۵-زنان:
در امریکا اجازه دارند در پزشکی، حقوق، مهندسی و ... تحصیل نمایند.
در ایران اجازه دارند در پزشکی، حقوق، مهندسی و .... به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند.
در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!
 
6- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:
در امریکا: درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد (زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: دو هفته)
در ایران:  درخواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد می تواند از همسرش جدا گردد (زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: ۱۴ الی ۱۵ سال!)
در عربستان: درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند.
 
7-یک دختر ۱۸ ساله:
در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!
 
8-تبریک میگم شما پدر شدید بچتون یه دختره !
در امریکا: Oh God Thanks
در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!
در عربستان: نعم؟ البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنگ سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 توسط Darling |

علامه جعفری تعریف می کرد تو یکی از زیارتام که مشهد رفته بودم به امام رضا گفتم «یا امام رضا دلم میخواد تو این زیارت خودمو از نظر تو بشناسم که چه جوری منو می بینی نشونه شم این باشه که تا وارد صحنت شدم از اولین حرف اولین کسی که با من حرف می زنه من پیامتو بگیرم»


علامه گفت: وارد صحن که شدم خانممو گم کردم. اینور بگرد، اونور بگرد، یه دفه دیدم داره میره خودمو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم که کجایی؟ روشو که برگردوند دیدم زن من نیست بلافاصله بهم گفت: «خیلی خری». حالا منم مات شده بودم که امام رضا عجب رک حرف میزنه.  زنه دید انگار دست بردار نیستم دارم نگاش می کنم گفتش «نه فقط خودت، پدر و مادر و جد و آبادتم خرند»


علامه میگن این داستانو برا شهید مطهری تعریف کردم تا ۲۰ دقیقه می خندید.




 علامه جعفری از بزرگترین فیلسوفان جهان هستند ایشان نویسنده کتاب تفسیر نهج البلاغه (20 جلد) و کتاب تفسیر مثنوی معنوی (15 جلد) هستند

... آنکه را اسرار حق آموختند مهر کردند به لبانش دوختند ...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 اردیبهشت1392 توسط Darling |

 
آیا میدانید 2.000 سکه، شبی چقدر تمام میشود؟؟؟
 
بهای هر سکه:640 هزار تومان.
 
بهای کل:1.280.000=(640*2.000)هزار تومان.
... ... ...
سن داماد: 28 سال.
 
متوسط عمر در ایران:60-70 سال.
 
طول زندگی زناشویی در خوشبینانه ترین حالت:42=28-70
 
تعداد کل روز و شبهای با هم بودن:15.330=(42*365) شب.
 
 
با توجه به پریود بودن حداقل یک هفته در ماه تعداد شب های دارای شانس باهم بودن:
 
15.330 * 3/4 = 11.497 شب
 
اگر در خوشبینانه ترین حالت هم یک شب در میان حساب کنیم:
 
5748 شب آن هم احتمالاً، اگه مسافرت نباشه اگه مهمون نداشته باشین اگه
خسته نباشه و...
 
1.280.000.000 تومان تقسیم بر 5748 شب، میشه شبی 222,686 تومان
 
حالا تصمیم با شماست آیا نوع دائمی آن بصرفه است . . . .
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 اردیبهشت1392 توسط Darling |

ما ز هر صاحب دلی یک رشته فن آموختیم،،!
عشق  از لیلی و
صبر از کوه کن آموختیم ،، !
 گریه از مرغ سحر خود سوزی از پروانه ها
صد خود سرا ویرانه شد تا ساختن آموختیم،!
***
بر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکش،
زیبا وزشتش پای توست تقدیر را باور نکن، تصویر اگر زیبا نبود ،
نقاش خوبی نیستی ،از نو دوباره رسم کن،تصویر  را باور نکن،خالق تو را شاد آفرید ،آزاد آزاد  آفرید،
پرواز کن تا آرزو،زنجیر را باور نکن.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 اردیبهشت1392 توسط Darling |

 
خسه شدم از بس این دخترا نوشتن:” بامردی باش که رژتو خراب کنه، نه ریملتو”
.
.
.
 
حدیث لری: هرکس به والدین خود نیکی کند انگار به پدر و مادر خود نیکی کرده است!
*: blushing" />
 
به پسره میگن :رفته بودی خواستگاری چرا اینقدر خجالت میکشیدی؟
میگه : اگر تو هم هرروز از پدر زنت کاندوم خریده بودی حالا خجالت میکشیدی
*: blushing" id="yui_3_7_2_1_1072901551136_19553" />
 
خانومه تو تاکسی داشته از گرونی میگفت که :
رون و سینه چقدر گرون شده !
یه مسافر ترک میگه :
خانوم لاپا رو بگو که چقدر گیـران شودی !
خانومه با عصبانیت میگه : خفه شو بی‌ادب :|
ترکه میگه : خانوم... لاپا ، عدس ، نوخود گیران نشد
*: blushing" />
 
قدیما سوتین حرمت داشت،توش پول و سند منگوله دار میذاشتن ...
الان که دیگه توش فقط اسفنجـــــــه
*: blushing" />
 
تومترو زنه به لره سلام ميکنه،لره ميگه: ببخشيدبجا نیاوردم،زنه ميگه:فكرمیكنم شماپدریكی ازبچه هاى من هستید!لره باخجالت میگه:شما همونی هستی كه بادوستم .....؟ زنه سرخ میشه میگه:بیشعور،من دبیرریاضی دخترتم :

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 اردیبهشت1392 توسط Darling |

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ